{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک قفل زدم بر دل و

یک قفل زدم بر دل و
پیمانه شکستم
ساقی نظر انداخت
به میخانه نشستم

بر چشم زدم طعنه
که این بار نبازی
زان مستی چشمش
دل دیوانه شکستم
#حضرت_مولانا
دیدگاه ها (۱)

‏خاطره خوب کسی شوحتی اگر قرار برهمیشه ماندن نیستآنی شو که وق...

شاعر نیستم حتی شعر هم نمی خوانم اما به تو که فکر می کنم واژه...

شدی تمام وجودم در پیله یتنهایی عشق ابریشمی اَم.... با تو خو...

اسم تو ، سرخطّ شیرین غزل های من استچارحـرف اسـم تـو ، کُلِّ ...

داد دهی ساغر و پیمانه رامایه دهی مجلس و میخانه رامست کنی نرگ...

مرسی که هستی ❣️🌹❣️🌹❣️در انتهای کوچه ای کاشانه دارد یار منروی...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط