{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من شبیه کوهم امّا از وسط تا خورده ام

من شبیه کوهم امّا از وسط تا خورده ام
تو تصوّر می کنی چوبِ خدا را خورده ام

نه! خیال بد نکن، چوب خدا اینگونه نیست
من هرآنچه خورده ام از دست دنیا خورده ام

ساده از من رد نشو ای سنگدل، قدری بایست
من همان « فرش ِ گران سنگم » ، فقط پا خورده ام

قطره ام امّا هزاران رود ِ جاری در من است
غرق در دلشوره ام انگار دریا خورده ام

دائما در حال تغییرم ، بپرس از آینه
بارها از دیدن تصویر خود جا خورده
دیدگاه ها (۲)

از بودن با تو از این آغاز می ترسماز اینکه با من می شوی همراز...

نمی خواهی مرا اما، نمی گویی به من هرگزچرایش را نمی دانم!نمی ...

عشق یعنی دست تو در دست من وقت سفرلذت بوییدن عطر تو در کوه کم...

واژه واژه این غزل را غرق مهرت میکنمدین و دنیای منی قصد سجودت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط