{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شاید اون هیچ وقت برا من واقعی نبود... اما رنجی که از هم ب

شاید اون هیچ وقت برا من واقعی نبود... اما رنجی که از هم بردیم واقعی بود...
و به همون اندازه، عشقی که به هم داشتیم ...
دیدگاه ها (۴)

ساعتها به شکلِ مَشکوکی جُفت رُخ میدهند..دو فَرضیه موجود است....

-عکاس آلمانی : بارِت سنگین نیست!؟+پسرک : بار نیست، خواهرمه@m...

مثل بوق بلند اتوبوس ، مثل داغ بودن چای ، یا آب یخ زیر دوش ؛ی...

مثل گل های ترک خورده کاشی شده ام بعد تو پیر که نه من متلاشی ...

سلاممممم بعد از چند وقت برگشتم شاید فکر کردید مردم ولی خب گز...

درخششِ آیلین توی دنیای رپ، همون چیزیه که نیاز داشتیم. فراتر ...

ما شوالیه‌های دهه‌شصتی بودیم؛ با اسب‌های گلدارمون تا آخرِ خی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط