خود خوری یک بخش از صبر است عاشق می کشد
خود خوری یک بخش از صبر است عاشق می کشد
مثل موجی که به صورت میکشد چنگال را
آن قدر فکرم به چشمان تو مشغول است که
می بری از خاطرم هرگونه استدلال را
هی قرارت را به فرداهای ناممکن نده
ول کن از دست خودت این توپ بسکتبال را
مثل ماهی های قرمز، می رسی پیش از بهار
می دمی در روح و جانم شوق استقبال را
من برای صید آغوش تو دستم باز باز
چون عقابی که دمادم می گشاید بال را
حرف ها دارند مردم همچنان پشت سرم
بعد تو ول کرده ام هر گونه قیل وقال را
ابروانت چون دو چاقویی سلاح سرد توست
دور کن از قلب من این آلت قتال را
با تو حتی راضی ام، حاضر به تبعید از بهشت؛
گاز خواهم زد تمام سیب های کال را
مثل موجی که به صورت میکشد چنگال را
آن قدر فکرم به چشمان تو مشغول است که
می بری از خاطرم هرگونه استدلال را
هی قرارت را به فرداهای ناممکن نده
ول کن از دست خودت این توپ بسکتبال را
مثل ماهی های قرمز، می رسی پیش از بهار
می دمی در روح و جانم شوق استقبال را
من برای صید آغوش تو دستم باز باز
چون عقابی که دمادم می گشاید بال را
حرف ها دارند مردم همچنان پشت سرم
بعد تو ول کرده ام هر گونه قیل وقال را
ابروانت چون دو چاقویی سلاح سرد توست
دور کن از قلب من این آلت قتال را
با تو حتی راضی ام، حاضر به تبعید از بهشت؛
گاز خواهم زد تمام سیب های کال را
- ۴۸۱
- ۱۱ دی ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط