{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی به گذشت چرخ گردونطاووس جوان دل چمنزار

روزی به گذشت ِچرخ ِگردون،طاووس ِجوان دل ِچمنزار
خود شیفته ی جمال ِ زیبا.....، غافل ز کمین ِ خصم ِ مکار

در رقص و نشان وخوش نگاری،طاووسم و نام ماندگاری
من سرور و شاه ِ ماکیانم......، جز من نبوُد در این دیاری

زاغی بِنشست و گفته آورد....، حاشا پر تو نمی توان کرد
لیکن به توبیشه نیمه امن است ،ازبهرِتو دد نمی شود سرد

این رقص ِ ندانی و جهالت..، خواهد شکند دو پای و بالت
این پند ِ مرا مبر تو از یاد....، افزوده شود به سن و سالت

طاووس ِجوان سری بگرداند،وآن زاغ ِحکیم رازخود راند
بال و پر ِخود گشوده ترکرد،چندی دگرش به سبزه ها ماند

مرغی ز خطرچنین خبرداد،دربیشه دوروبه است به فریاد
مرغان همه پر زدند و رفتند، طاووس ِ جوان به خنده افتاد

گفت: جمله پریده از هراسید....، روبه به کجا و ما کجائیم
او راه زمین گرفته در پیش.....، ما مرغ ِ زمینی و هوائیم

تا او برسد گمان و بر فرض، بالی ز کجا بگیرد او قرض
ما مرغ ِ عمود ِ بر هوائیم ، او پای دوان کشیده بر عرض

طاووس و ترانه کرده آغاز..، رقصیده به رسم ِ عادت ساز
بر بال و پرش دو روبه افتاد، شد سلب ِاز او همیشه پرواز

فریاد زدش کجایی ای زاغ....، پندت به یقین شدم فراموش
کوتاهی ِ عمر ِمن بهائیست ،چون پند ِ تورا نکرده ام گوش
دیدگاه ها (۲)

این جمعه هم گذشت و آقا نیامدی...

سلامتی پسری که سرش و خم میکنه تا سنگ فرش خیابونا،نه رودروی ن...

شهید آرزو میکنه کنار اربابش حسین دفن بشه /بِسْم اللهِ الْرّ...

این جمعه هم گذشت و آقا نیامدی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط