پارت 7
پارت 7
یدفعه صورتش قرمز شد واییی مگه من پارچه قرمزم رم میکنی
ایششش
سهیل درو باز کرد اومد تو به همه سلام کردو نشست کنار سهیل
سهیل ــ خب جریان چیه چرا دارین بحث میکین
مامان ــ هیچی مامان جان لب ساخل کبود بود خواستیم بدونیم چیشده
سهیل ــ اها و برگشت سمت من و گفت ـــ من زدم
همه یه لحظه چشاشون گرد شد و با تعجب نکاش کردن حتی سورن منم سرمو انداختم پایین زنعمو زد رو کونش و گفت ـــ خاک به سرم چرا
مامان هم به تایید از حرفش گفت ــ راست میگه چرا زدیش
سهیل ــ هیجی رو مخم راه رفت کنترلمو از دست دادم زدم
سینا ـــ مکه صورت بچه کیسه بکسع
بابا ــ چرا زدیش حالا پسرم همینجوری داشتن بحث میکردن که سرمو برگردوندم دیدم سورن داره با یه حالتی نگلم میکنه سرمو تکون دادم یعنی چته که اخم کرد و چشم غره رفت من نمیفهمم پسر به این خوشکلی چرا اخلاق ندارع
پایان پارت اصکی ممنوع
یدفعه صورتش قرمز شد واییی مگه من پارچه قرمزم رم میکنی
ایششش
سهیل درو باز کرد اومد تو به همه سلام کردو نشست کنار سهیل
سهیل ــ خب جریان چیه چرا دارین بحث میکین
مامان ــ هیچی مامان جان لب ساخل کبود بود خواستیم بدونیم چیشده
سهیل ــ اها و برگشت سمت من و گفت ـــ من زدم
همه یه لحظه چشاشون گرد شد و با تعجب نکاش کردن حتی سورن منم سرمو انداختم پایین زنعمو زد رو کونش و گفت ـــ خاک به سرم چرا
مامان هم به تایید از حرفش گفت ــ راست میگه چرا زدیش
سهیل ــ هیجی رو مخم راه رفت کنترلمو از دست دادم زدم
سینا ـــ مکه صورت بچه کیسه بکسع
بابا ــ چرا زدیش حالا پسرم همینجوری داشتن بحث میکردن که سرمو برگردوندم دیدم سورن داره با یه حالتی نگلم میکنه سرمو تکون دادم یعنی چته که اخم کرد و چشم غره رفت من نمیفهمم پسر به این خوشکلی چرا اخلاق ندارع
پایان پارت اصکی ممنوع
- ۲۶
- ۰۹ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط