{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتیکه دست تقدیربخت مرا رقم زد

وقتیکه دست تقدیربخت مرا رقم زد

تصویر تلخی از عشق برگیسوان غم زد

وقتی که خواست ان شب بخت مرا نویسد

دستی غریبه ارام بر شادیم قلم زد

آنگه که دست تقدیر از ترس لرزه افتاد

دستش به جوهر خورد بخت مرا بهم زد

جوهر روان شد،اری بر جای جای دفتر

بخت سیاه من را اینگونه او رقم زد
دیدگاه ها (۳)

ی عاشقانهگفتمش: شیرین‌ترین آواز چیست؟چشم غمگینش به‌رویم خیره...

رمان: دوست پسرِ روانیپارت ۶: سایه‌ای در سکوتهنوز نفس‌نفس می‌...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p82سینی از دستش رها شد.نینا بدون فکر خود...

### 🩸 پارت چهارم: بازتابی بدون چهرهتاریکی مطلق. حتی نوک انگش...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒘𝒐 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³³ویو میکا_____چند ثانیه...

سایه‌های کلاغپارت چهلم | وقتی کلاغ‌ها پرواز کردندباد سرد از ...

نویسنده dLyn | 𓍯 ✎ـ Taj’s Doppelganger...𝓟𝓐г𝐓.¹سکوت سنگینی ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط