چه کلاه رنگ رنگی
چه کلاه رنگ رنگی
عجب از خودم نمایم
که چنین فریفت من را
چه کلاه گل گشادی
بسرم نمود دوران
همه جوانیم را
همه شور زندگانیم را
همه فراست وتعقل
همه را به هیچ دادم
وچه در ازا گرفتم
همه رنج وحرمان
همه تجربه به تلخی
نه کسی
نه هم صدایی
نه رواق سایه بانی
نه که دست مهربانی
چه شود که باز گردم
به یکی جوانی از سر
همه عمر کنم من
بفدای عشق پاکی
همه خاک راه یارم
فکنم به دیدگانم
که بدانسته ام اکنون
که چه سخت باشد
غم غربت وغریبی
به میان اشنایان
عجب از خودم نمایم
که چنین فریفت من را
چه کلاه گل گشادی
بسرم نمود دوران
همه جوانیم را
همه شور زندگانیم را
همه فراست وتعقل
همه را به هیچ دادم
وچه در ازا گرفتم
همه رنج وحرمان
همه تجربه به تلخی
نه کسی
نه هم صدایی
نه رواق سایه بانی
نه که دست مهربانی
چه شود که باز گردم
به یکی جوانی از سر
همه عمر کنم من
بفدای عشق پاکی
همه خاک راه یارم
فکنم به دیدگانم
که بدانسته ام اکنون
که چه سخت باشد
غم غربت وغریبی
به میان اشنایان
- ۲۱۱
- ۱۲ فروردین ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط