{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کشاورزی مشغول پاشیدن بذر بود، ثروتمند مغروری به او رسید و

کشاورزی مشغول پاشیدن بذر بود، ثروتمند مغروری به او رسید و با تکبر گفت:
بکار، که از تو کاشتن است و از ما خوردن!

کشاورز نگاه معناداری به او انداخت و گفت:
دارم یونجه میکارم...!
دیدگاه ها (۱)

وقتی یک عقاب سر سفید یکی از پر های بال خود را از دست میدهد ه...

زیبایی چشم نواز معماری ایرانی-هندی-ترکی ، تاج محلهند

اصفهان ، هتل عباسی ،زیباترین هتل ایران

خانه بروجردی‌ها در کاشان(شهر من). با بادگیر های قرینه هلالی ...

#part_3#آرتیست_منحرف«اون دوتا رفیق غرق مشغول صحبت و اتفاقات ...

"𝐃𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫𝐨𝐮𝐬"𝐂𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫:𝟏𝐏𝐚𝐫𝐭:7۷به سفارش اولی که یادداشت کرده بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط