{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

- دیوارهایِ کافه شاهد بودند ،

- دیوارهایِ کافه شاهد بودند ،
که چقدر آمدم و
بهشان زل زدم و
تنهایی ام را دود کردم و
تلخ نوشیدم و
تو را تمنا کردم...!
#علی_قاضی_نظام
دیدگاه ها (۱)

بعضی وقتا باید داد بزنی مالِ من بودحقِ من بودسهمِ من بود بعد...

و من همیشه جاییمیان بازوان مردی که نبودبه خواب رفته امـ...!#...

هوای مردنبیخ گوش من استهمان جایی که روزیرد نفس های تو بود.!....

‏بعد از تو هیچ دلیدلم را نمی لرزانَددلت قرص . . .

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۷۸عميق زل زدم توي چشماي مشکي ...

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۶۱سمت در رفتم. برگشتم نگاش کر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط