{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من صبورم اما

من صبورم اما
به خدا دست خودم نیست اگرمی رنجم

یا اگر شادی زیبای تو را
به غم غربت چشمان خودم میبندم

من صبورم اما
چه قدَر با همه ی عاشقی ام محزونم

و به یاد همه ی خاطره های گل سرخ
مثل یک شبنم افتاده ز غم مغمومم

من صبورم اما

بی دلیل از قفس کهنه ی شب می ترسم

بی دلیل از همه ی تیرگی رنگ غروب

و چراغی که تو را از شب متروک دلم دور کند
من صبورم اما
آه ، این بغض گران
صبر چه می داند چیست

#حمید_مصدق
دیدگاه ها (۱)

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

✦ اولین گناه ✦فصل سوم: شکارچی در قفس طلایی---پشت درِ نیمه‌با...

من صبورم امابه خدا دست خودم نیست اگرمی رنجمیا اگر شادی زیبای...

من صبورم امابه خدا دست خودم نیست اگرمی رنجمیا اگر شادی زیبای...

#من-صبورم-اما...به خدا دست خودم نیست اگرمی رنجمیا اگر شادی ز...

من صبورم امابه خدا دست خودم نیست اگر می رنجمیا اگر شادی زیبا...

من صبورم امابه خدا دست خودم نیست اگرمی رنجمیا اگر شادی زیبای...

من صبورم امابه خدا دست خودم نیست اگر می رنجمیا اگر شادی زیبا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط