{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرا آتش زد و از من دوری کرد ؛ که نسوزد ... مرا سوزاند و ا

مرا آتش زد و از من دوری کرد ؛ که نسوزد ... مرا سوزاند و از دور سوختنم را به تماشا نشست .
دیدگاه ها (۲)

از من ، فوقش مشتی شعر بماند... از تو اما ، فوج فوج شاعر...

کاش میشد پا به پایت از جوانی بگذرم... دست تو باشد عصایِ دستِ...

هزاران دین و مذهب هستدر این دنیای انسانیخدا یکی... ولی... ام...

مرا آتش زد و از من دوری کردکه نسوزد! لعنت لعنت لعنت

نام رمان: در سایه‌ی پناهگاه شیرینپارت ۴: عطر در آشپزخانها.ت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط