{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با خدا دعوا کردم باهم قهر کردیم فکر کردم دیگه دوسم نداره

با خدا دعوا کردم باهم قهر کردیم فکر کردم دیگه دوسم نداره
رفتم تو رختخواب چند قطره اشک ریختم

و خوابم بردصبح که بیدار شدم مامانم گفت
نمیدونی از دیشب تا صبح چه بارونی میومد
narii
دیدگاه ها (۱)

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part25براش از نقشم توضی دادم و غر زدناشو گذاش...

رمان عشق بین خانواده پارت اولصبح از خواب بیدار شدم خیلی خواب...

رمان

منو ببخش پارت ۳

رمان :آیدل من پارت :«1»ویو «ا/ت» صبح با صدای کیتی که داشت خو...

ستاره دنباله دار پارت:۳۱

part 8?جیمین ویو:خیلی خوابم میومد و دلم میخواست بخوابم اما ت...

forced by your side به اجبار کنار تو part:12+چشم اجومارفتم ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط