راس: دریغا! سرزمین نگونبخت که از به یاد آوردن خود بیمناک
راس: دریغا! سرزمین نگونبخت که از به یاد آوردن خود بیمناک است. کجا میتوانیم آن را سرزمین مادری بنامیم که گورستان ماست؛ آنجا که جز از همهجا بیخبران را خنده بر لب نمیتوان دید؛ آنجا که آه و ناله و فریادهای آسمان شکاف را گوش شنوایی نیست. آنجا که اندوه جانکاه چیزیست همهجایاب. و چون ناقوس عزا به نوا درآید میپرسند که از برای کیست، و عمر نیکمردان کوتاهتر از عمر گُلیست که به کلاه میزنند، و میمیرند پیش از آنکه بیماری گریبانگیرشان شود...
برای آنکه شعری بنویسم
که سیاسی نباشد،
باید به آواز پرندگان گوش بسپارم.
و برای آنکه
آواز پرندگان را بشنوم،
هواپیماهای جنگی
باید خاموش شوند.
- مروان مخول
جوانیمان بود که سوخت
𝟏𝟒𝟎𝟓𝟎𝟑𝟏𝟖
برای آنکه شعری بنویسم
که سیاسی نباشد،
باید به آواز پرندگان گوش بسپارم.
و برای آنکه
آواز پرندگان را بشنوم،
هواپیماهای جنگی
باید خاموش شوند.
- مروان مخول
جوانیمان بود که سوخت
𝟏𝟒𝟎𝟓𝟎𝟑𝟏𝟖
- ۲.۸k
- ۱۸ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط