{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خواب ز چشمانم پریده

خواب ز چشمانم پریده
شبانه هستم بیدار
سوی چشمانت دیده شروع کنم
به گفتار
برای گفتن این حرف مرغ دل است بی قرار
چطور بکنم بیان ز این دل نا قرار
دست و پایم می لرزه مثل درخت چنار
چرا با ترس حرفم زنم حرف دل است مزه دار
نمی توانم بگویم به تو ای لاله رخسار
جرعتش ام ندارم قسم به پروردگار
🕊️🍃🥀
دیدگاه ها (۱)

گوش کن آه و صدایمای یار بی وفایم به جانم رحمی بکنای یار پر ج...

چون سفر کردی شبی معراج سوی آسمان مرکبت بوده بوراقوت جبرییل ا...

آهوی بره ای سفید گم کردمرخ سوی ولایت های مردم کردممردم خو می...

ما غم زده گان خوش چهنشینیم هرروزکوزینگ توشسه کوزیم مثل فواره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط