{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سردبود و لرزه افتاد بر تنِ پیراهنم

سردبود و لرزه افتاد بر تنِ پیراهنم
چون دگر دستی نواشگر نبود، آستین نداشِت
دیدگاه ها (۱)

سالهاست خو کرده با تنهایی و شد سازگارعاشق بیچاره ای ک،غیرِ ع...

هعییی بخدا که به مال من رسید یا قلم رنگ نداشت یا شکست یام دی...

در نبودت من دگر تنها تر از تنها شدمبی قلم، بی قلب و بی معنات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط