{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اجازه هست به لوح دلت قلم بزنم

اجازه هست به لوح دلت قلم بزنم
برای یکدفه حرف از ته دلم بزنم

اجازه هست بگویم که دوستت دارم
و پیش چشم تو اینجا کمی قدم بزنم

اجازه هست که در سایه تو بنشینم
به قول مردم دِه زیر سایه دم بزنم

شمارش نفست را به گوش من بسپار
اجازه هست که موی تو را به هم بزنم

اجازه هست تو را سخت در بغل گیرم
رها شوم ز خودم بال در عدم بزنم

اجازه هست صدایت کنم تو را عشقم
به پشتوانه تو آتشی به غم بزنم

دیدگاه ها (۲۱)

دوباره می سرایمت تو را که شاعرانه ایبهانه می کند دلم تو را ک...

دلـــــم گرفتـــــــــــــــه ...مثـل هـــوای ِ ابــری ِ شهـ...

‏عاقبت عاشق شدم، تقصیردریا بود و تو موجهای قلب من تعبیر دریا...

ﺩﺭ ﻏﺮﯾﺒﺎﻧﻪ ﺗﺮﯾﻦ ﻟﺤﻈﻪ ﯼ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺧﻮﺩ ، ﭼﺸﻤﻬﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻥﺩﺭﯾﺎﯾ...

تکپارتی از تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط