{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اگر می ماندی تاریخ جوری

اگر می ماندی تاریخ جوری
دیگری زندگی مارا می نوشت
تابستان را با خنده های زرد
در یک عصر دل انگیز
می نوشت
در یک ایوان خانه قدیمی
روی فرشی دستباف
با شربت آلبالو و تکه های یخ
تو تکیه میدادی به دیوار عُمر من
ومن تکیه به دستان تو
از آن روزهای که دلم ضعف میرود
برای یک لحظه اش،
از آن تابستان های گرم
اما کنار توباز هم دلچسب
اگر می ماندی شاید
امروز برایم به زیبایی همان بهاری بود
که رفتی
همانگونه سبز و دلفریب
شاید ...
ای وای که
تو وعده آمدن دادی و من
پرت خیالت

#فا_کریمی

#عاشقانه #عشق
دیدگاه ها (۸)

بزن به نامم شش دانگ حواست رامن از دنیایک " تـو " برایم کافیس...

من از جهان چیزی نمی‌خواهمتنها تو را با دلبری‌هایت...😽💋🍃❤️❤️❤...

کافی نیست؟!چهار فصلِ سرد پیاپی ...با پنجره‌ای رو به کوه‌های ...

چراغ روزهایم روشن استگاهی سبز گاهی زرد و گاهی قرمز گاهی سبز ...

_ «کای عزیزم. از روزی که رفتی شب های زیادی را بدون تو و گرما...

پارت چهارم | «فقط یه استاد»جمعه، بعد از آخرین کلاس، حیاط دان...

The Joke That Broke Us

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط