blond hair=p3
blond hair=p3
سلنا«هاهاهاها هیچی مامانای گل الان میایم»
*خنده هاها فیک*
سلنا یه نگاه معنی دار کرد به معنی ببند (خودت ببند پدرسگ)
رفتیم پایین برای شام داشتیم شام میخوردیم که بابا و شوهر خاله شروع کردن به حرف زدن
بابا«اهم اهم ما یعنی منو پدر جونگ کوک یه تصمیمی گرفتیم»
ش.س«اممم ما مجبوریم به خاطر باند شما دوتا رو به عقد هم در بیاریم و اجباریه»
همون موقع داشتم اب میخوردم که باشنیدن ازدواج سرمو اون ور که همه اب رو به برون ریختم
سلنا«چییییییییی»
کوک یه نگاه به تهیونگ کرد تهیونگ قرمز شده بود از خنده
جونگوو«اما من عاشق سلنام»
کوک چشاش گشاد شد،تهیونگ شکل لبو شده بود سلنا چشاش گشاد شد و گفت:
«نههههه همون کوک اوکیه»
خ.س«جونگوو این چه حرفیه»
مامان«من فقط نگران یه چیزم»
همه«چی؟»
مامان«اینکه دوباره مثل قبل شام تو اتاق سلنا و کوک موهای همو بکشن» *وسطاش تهیونگ و خاله و مامان خندیدن*
اشتهام کور شد بلند شدم گفتم
سلنا«بابت غذا مرسی» *ناراحت و بغض*
کوک متوجه شد که سلنا ناراحت شده تشکر کرد و رفت پیشش
(خانم جئون:اممم خواستم بگم شغلا رو میخوام عوض کنم تو معرفی ویرایشش میدم برید ببینید شغلا رو)
سلنا«هاهاهاها هیچی مامانای گل الان میایم»
*خنده هاها فیک*
سلنا یه نگاه معنی دار کرد به معنی ببند (خودت ببند پدرسگ)
رفتیم پایین برای شام داشتیم شام میخوردیم که بابا و شوهر خاله شروع کردن به حرف زدن
بابا«اهم اهم ما یعنی منو پدر جونگ کوک یه تصمیمی گرفتیم»
ش.س«اممم ما مجبوریم به خاطر باند شما دوتا رو به عقد هم در بیاریم و اجباریه»
همون موقع داشتم اب میخوردم که باشنیدن ازدواج سرمو اون ور که همه اب رو به برون ریختم
سلنا«چییییییییی»
کوک یه نگاه به تهیونگ کرد تهیونگ قرمز شده بود از خنده
جونگوو«اما من عاشق سلنام»
کوک چشاش گشاد شد،تهیونگ شکل لبو شده بود سلنا چشاش گشاد شد و گفت:
«نههههه همون کوک اوکیه»
خ.س«جونگوو این چه حرفیه»
مامان«من فقط نگران یه چیزم»
همه«چی؟»
مامان«اینکه دوباره مثل قبل شام تو اتاق سلنا و کوک موهای همو بکشن» *وسطاش تهیونگ و خاله و مامان خندیدن*
اشتهام کور شد بلند شدم گفتم
سلنا«بابت غذا مرسی» *ناراحت و بغض*
کوک متوجه شد که سلنا ناراحت شده تشکر کرد و رفت پیشش
(خانم جئون:اممم خواستم بگم شغلا رو میخوام عوض کنم تو معرفی ویرایشش میدم برید ببینید شغلا رو)
- ۱۱۴
- ۰۵ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط