{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مثل غزل های خودم گاهی پریشانم

مثل غزل های خودم گاهی پریشانم
این زندگی محصول آدم هاست میدانم
از آسمان دل میکنم، چون از خودم سیرم
این چرخ را روزی خودم باید بچرخانم
شیطان برایم روضه میخواند،نمیدانم
یعنی نمیدانم چرا بیهوده انسانم
دنیا ،بزرگ و کوچکم من،از تب و تابش
چیزی نمیدانم،چرا چیزی نمیدانم؟!
با پنجره همصحبتم با ابر همباور
می بارد اینجا شعر شومی روی دستانم
دیدگاه ها (۲)

بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوستبگشای لب که قند فراوانم آرزو...

#بنمای_رخ_که_باغ_و_گلستانم_آرزوستبگشای لب که قند فراوانم آرز...

شعر««بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست»»«مولوی»بنمای رخ که با...

بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوستبگشای لب که قند فراوانم آرزو...

بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوستبگشای لب که قند فراوانم آرزو...

❤ #یَدُ_اللَّهِ_فَوْقَ_أَیْدِیهِمْ ۚ ❤ بسیار زیاد آیه ها و ...

بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوستبگشای لب که قند فراوانم آرزو...

حتما خیلیاتون با این صحنه هم روبه رو شدید...شاعر در این مورد...

بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوستبگشای لب که قند فراوانم آرزو...

بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست بگشای لب که قند فراوانم آرز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط