غنچه از خواب پرید و گلی تازه به دنیا آمد
غنچه از خواب پرید و گلی تازه به دنیا آمد
خار خندید و به گل گفت:سلام! وجوابی نشنید
خار رنجید ولی هیچ نگفت...
ساعتی چند گذشت.گل چه زیبا شده بود
دست بی رحمی آمد نزدیک.گل سراسیمه ز وحشت افسرد
لیک آن خار در آن دست خلید و گل از مرگ رهید
صبح فردا که رسید خار با شبنمی از خواب پرید
گل صمیمانه به او گفت سلام!!!
خار خندید و به گل گفت:سلام! وجوابی نشنید
خار رنجید ولی هیچ نگفت...
ساعتی چند گذشت.گل چه زیبا شده بود
دست بی رحمی آمد نزدیک.گل سراسیمه ز وحشت افسرد
لیک آن خار در آن دست خلید و گل از مرگ رهید
صبح فردا که رسید خار با شبنمی از خواب پرید
گل صمیمانه به او گفت سلام!!!
- ۲.۷k
- ۲۸ خرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط