{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غنچه از خواب پرید ...

غنچه از خواب پرید ...
و گلی تازه به دنیا آمد ...
خار خندید و به گل گفت : سلام ...
و جوابی نشنید ...
خار رنجید ولی هیچ نگفت ...
ساعتی چند گذشت ...
گل چه زیبا شده بود ...
دست بی رحمی آمد نزدیک ...
گل سراسیمه ز وحشت افسرد ...
لیک آن خار در آن دست خلید ...
و گل از مرگ رهید ...
صبح فردا که رسید ...
خار با شبنمی از خواب پرید ...
گل صمیمانه به او گفت : سلام .
دیدگاه ها (۵)

پارت اخر

Between Sleep and Breath

𝑻𝒉𝒆 𝑯𝒆𝒊𝒓 𝒐𝒇 𝑻𝒘𝒐 𝑭𝒂𝒎𝒊𝒍𝒊𝒆𝒔𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏𝟏یک ماه گذشت.الین دیگر به عمار...

فاصله یک لبخند تا جنون

خانوم مدیرعاملپارت آخر | پنج سال بعد... 🎂🧸پنج سال از آن روزه...

🧁 پارت نوزدهم | اولین قرار عاشقانهصبح روز بعد...لیانا با لبخ...

معامله

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط