{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غنچه از خواب پرید

غنچه از خواب پرید
و گلی تازه به دنیا آمد
خار خندید و به گل گفت سلام
و جوابی نشنید
خار رنجید ولی هیچ نگفت
ساعتی چند گذشت
گل چه زیبا شده بود
دست بی رحمی آمد نزدیک
گل سراسیمه ز وحشت افسرد
لیک آن خار در آن دست خَلید و گل از مرگ رهید
صبح فردا که رسید خار با شبنمی از خواب پرید
گل صمیمانه به او گفت:
"سلام!
دیدگاه ها (۲)

پارت اخر

Between Sleep and Breath

خانوم مدیرعاملپارت آخر | پنج سال بعد... 🎂🧸پنج سال از آن روزه...

تک پارتی✨«فقط یک خواب بود»دو شب از رفتن همسرش گذشته بود.دو ش...

# پارت نهم: تسلیمِ بیصدابادِ شب، پردههای نازکِ اتاق را به رق...

🧁 پارت نوزدهم | اولین قرار عاشقانهصبح روز بعد...لیانا با لبخ...

قسمت ۶

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 2 | چیزی شبیه حسادتچند هفته از شروع ترم گذشته بود...

معامله p5بالاخره شب تمام شد.نور کم‌رنگ صبح از میان پرده‌های ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط