{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است  

اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است  
دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است

اکسیر من  نه این که مرا شعر تازه نیست   
من از تو می نویسم و این کیمیا کم است

سرشارم از خیال ولی این کفاف نیست           
درشعر من حقیقت یک ماجرا کم است

تا این غزل شبیه غزل های من شود               
چیزی شبیه عطر حضور شما کم است

گاهی ترا کنار خود احساس می کنم        
اما چقدر دل خوشی خواب ها کم است

خون هر آن غزل که نگفتم به پای توست 
آیا هنوز آمدنت را بها کم است

محمد علی بهمنی
دیدگاه ها (۱۵)

وقتی کوچک بودمفکر میکردم آدم ها چقدر بزرگند و ترس برم میداشت...

گفتم چگونه میکشی و زنده میکنی؟با یک نگاه کشت و نگاه دگر نکرد...

صف مژگان تو بشکست چنان دل‌ها راکه کسی نشکند این گونه صف اعدا...

الهییا حَمید بِحَقِّ مُحَمَدیا عالیُ بِحَقِّ علی یا فاطِرُ ب...

ای شرقی قشنگ! که شعرم برای توستدر بیت بیت هر غزلم رد پای توس...

باز میگویم که دل  ،  .. دیوانه ی چشمان توست ؟خانه و کاشانه ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط