{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ﺍﺯ ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ﺁﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ،

ﺍﺯ ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ﺁﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ،
ﺑﻪ ﻫﺰﺍﺭ ﺍﻣﻴﺪ،
ﺗﺎ ﺑﺮ ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥ ﺷﺎﻧﻪ ﺍﺕ ﺁﺷﻴﺎﻥ ﮐﻨﻢ،
ﺍﻣٌﺎ،
ﺗﻨﻬﺎ ﭼﺸﻤﻬﺎﻳﺖ ﺭﺍ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﻧﻮﺷﻴﺪﻡ،
ﺩﺭ ﺁﻥ ﺍﻧﺒﻮﻩ ﺗﻦ ﻫﺎﯼ ﻏﻤﮕﻴﻦ ﺍﻃﺮﺍﻓﺖ،
ﺟﺎﻳﯽ ﻧﺒﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﺷﻴﺎﻧﻢ ﻳﺎ ﺣﺘﯽ ﻧﻔﺴﯽ ﻧﺸﺴﺘﻦ.
ﺷﺮﻣﺴﺎﺭ ﺳﺮﻫﺎﯼ ﺁﺭﺍﻡ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﺮ ﺷﺎﻧﻪ ﻫﺎﻳﺖ،
ﺑﺎﺯﮔﺸﺘﻢ...

ﻋﻠﯽ ﺻﺎﻟﺤﯽ ﺑﺎﻓﻘﯽ
دیدگاه ها (۱۴)

یا امام صادق ( علیه السلام )دارم برای رنگِ تنت گریه میکنمپای...

تقدیم به بانوی شهر آینه ها حضرت معصومه ( س )همسایه سایه ات ب...

مادرم گفت: حسین تکه کلامت باشدهر وقت شدی مست رُخش ، شیرم حل...

بی تو در حسرت باران بهاری ماندیمبی تو در حسرت آواز قناری مان...

کسی هست تو بک دادن کمک کنیم به هم وفادار باشه ɴᴇᴡ ᴘᴏꜱ ꜰᴏʀ ʏᴏ...

ﺑﻪ ﺗﻮ ﺳﻮﮔﻨﺪ ، ﺑﻪ ﺭﺍﺯ ﮔﻞ ﺳﺮﺥﻭ ﺑﻪ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻋﺸﻖ ﻓﻨﺎ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ...

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط