{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با این

با اینڪہ
در حوالي چشمم ندارمٺ...
اما همیشہ ڪنج دلم دوسٺ دارمٺ...
دیدگاه ها (۱)

زنـــــدگي مڹ آمـــــدم ایڹ بار آرامم نڪڹ ،،،شادم از تنهایي ...

‌ بس ڪہ لبریزم از تو... میخواهم بدوم در میان صحراهــ...

عجب مردمی داریمنه دردت را می فهمند و نه حرفت رابا این حال با...

تلخی روزگار از اون جایی شروع میشه که خیلیچیزا رو میشه خواستا...

‏اینڪہ آدمها همیشہ شبیہ حرفهاشوننیستند؛ حرفے  نیستولے ڪاش حد...

چه دانستم که این سودامرا زین سان کند مجنوندلم را دوزخی سازدد...

باز امشب از خیال تو غوغاست در دلمآشوب عشق آن قد و بالاست در ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط