{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا مست محبت نشود دل ، نخروشد

تا مست محبت نشود دل ، نخروشد
رسم است ، که می تا نشود پخته ، نجوشد

ریزند بکام من و گویند ، که مخروش
زان می ، که چو بر کوه بریزی بخروشد

گر ساغر پر زهر دهد ، شاهد شیرین
بدمست حریفی است ، که لاجرعه ننوشد

از رستن خط ، گشت فزون ، جلوه حسنت
وین طرفه ، که شب پرتو خورشید ، نپوشد

از سیل سرشکم چه زیان ، کز تف آهم
گر خود همه دریاست ، بیک شعله بجوشد

وصل تو بکوشش ندهد دست ، ولیکن
سرگرم تمنا ، نتواند که نکوشد

صد خرقه بجامی نخرد ، رند خرابات
تا زاهد سالوس ، کرامت نفروشد،،،
دیدگاه ها (۱)

تو اتوبوس عطسه کردم"واکنش حضار: زهر مار ، حالا همه مریض میشن...

مغرور نباشید...وقتی پرنده ای زنده است...مورچه را میخورد،وق...

ما... خاطره ها رو می سازیم...خاطره ها...ما را ویران می کنند....

یادش بخیر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط