{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سلام علیرضا ام.

سلام علیرضا ام.
قبلن مال خودم بودم ولی من بعد دیگر مال خودم نیستم ...راست می گویند که عشق آدم را مطیع معشوقه می کند .
مدتی بود با دوستی رفیق شده بودم در برهه ای از مشکلات گفتم فقط او . سالها گذشت و گذشت...هر چند که همه ی گفته های دوستم رو رعایت نمی کردم ولی در اکثر مواقع فقط و فقط حرف او بود.
با خودم گفتم از دوستم تقاضایی کنم شاید کمی برایش مهم باشم...گفتم دوست من درست است که چیزی ندارم و دوستی خوبی برایت نیستم ولی تو دوستی کن و از تو چند خواسته دارم .
اولی را می گویم اگر دادی روی تو حساب می کنم و تقاضا های دوم و سوم و .. را می گویم.
اولین داشتن یک همسر با توجه به تمام خصوصیات و معیار های من است و و تمامی معیار هایم را دوستم می داند.فردایش دوستم مرا با دختری مهربان و دوست داشتنی آشنا کرد...
این داستان واقعی من است
دوستم: خــــــدا
دختر مهربان: مرینا
من هم سید علیرضا
الان دقیقا یک سال گذشت...
از همه دوستان ویسگونی ام تشکر می کنم مخصوصا سیده خانم و عباس آقا
دست همه تونو بوسیدم و واقعا به همه تون افتخار می کنم.
و از دوستم بخاطر دادن هدیه اش تشکر می کنم چرا که مرا به خودش نزدیک تر کرد.
یاعلی ع
دیدگاه ها (۱۸)

میلاد.. روزی که امدم به درت در به در شدم روزی که امدی به در...

برای خواهر مهربانم خنده ی روی لب توست اگر می خندم مثل یک عا...

سلام و عیدبرتمام شیعیان مبارکامشب هم من به رسم ادب مچبندم رو...

میشه امسال بیام پیشت میشه اقا خدایی شمببندی عقدم و باهاش بیا...

کاش می شد …تمام داستان های دنیا رااز دهان تو بشنوم !تمام عاش...

پدر بزرگ من یه کله پز بود

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط