سناریو

#سناریو

وقتی داری لباس عوض میکنی و میان تو

نامجون:عا...ببخشید!باید درو میبستی!
ا.ت:...
نامجون:...
ا.ت:احیانا رفع زحمت نمیکنی!؟
نامجون:آها!آره ! ببخشید...ببخشیییید!

جین:...
ا.ت:...
جین:...
ا.ت:خب؟
جین:خب که چی؟
ا.ت:نمیخوای بری بیرون؟
جین: باید برم؟
ا.ت:نباید بری؟
جین:...شاید حق با تو باشه!


شوگا:اع ببخ....اوففففف چه تیپی به بهم زدی
ا.ت:منو تاحالا ندیدی؟
شوگا: باشه بابا رفتم


جیهوپ:اوخیش...ببخشید بیبی نمیدونستم لباس عوض میکنی! راحت باش!


جیمین:*خیلی به اعتنا به تو میاد تو و کارشو انجام میده*
ا.ت:یا! جیمین!
جیمین:چیه؟ خیلی مسخره نیست وقتی من لختتو دیدم موقع لباس عوض کردن در اتاقو ببندی؟

تهیونگ:او مای گاد...ا.ت وقت خالی داری؟
ا.ت:نه!
تهیونگ: خب چه کاریه خالیش میکنیم!


جونگ کوک:*سریع دید میزنه و ریز میخنده* راحت باش...منکه چیزی ندیدم!
(اره صدرصد!)
دیدگاه ها (۰)

#سناریو ★وقتی ازشون دور بخابی و بهشون محل ندی★★نامجون:چیشده؟...

#سناریو ★وقتی مسلمونی و با حجاب میری کنسرت شون و تورو میبینن...

#سناریووقتی ازمون اهم اهم میخوان ولی بهشون میگی نه بیشتر ت.....

#سناریو وقتی بهش میگی دلم درد میکنهنامجون:*میره آشپز خونه و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط