{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نمی دانم پشت چند رفیق از خنجرم سوخت که جایی برای فرو رفتن

نمی دانم پشت چند رفیق از خنجرم سوخت که جایی برای فرو رفتن خنجری دیگر در پشت کمرم نمانده.
دیدگاه ها (۱)

نمی دانستم اسم گروهش را چه انتخاب کنم. خیلی تلخه ولی حقیقت د...

فکر نکنم هیچ ملیتی به اندازه آقایان محترم ایرانی با خانم های...

ای کاش نبینی که همسفرت با قطره های نفسگیر دلتنگی، امشب دوبار...

پراید سال 3014

عاشقانه های شبنم

مرا برگردان...به روزهایی که هنوز دلماز رفتن نمی‌ترسید؛به آغو...

مرا برگردان...به روزهایی که هنوز دلماز رفتن نمی‌ترسید؛به آغو...

در اعماق افکارم، راهی جز سقوط نیست...هرچه بیشتر می‌اندیشم، ع...

" دلم تنگ است🫠برای کسی که نمی‌شود او را خواست . .نمی‌‌شود او...

❤️‍🔥 کلاسیک وووویییییوووو تقدیم میکند ❤️‍🔥 وقتی میخوای رفیق ...

دلم میسوزه برای اون سطلیا که به خاطر اون چاهزاده خودشونو از ...

يا صاحب الزمان (عج)💚نمی دانم کجایی🥹فقط شنیده ام شب جمعه کربل...

⚡️کارشناسان بی‌بی‌سی: قطعنامه علیه ایران، حرکتی سمبلیک و نما...

شاید تمامِ غریبیِ آدماز جایی شروع می‌شودکه دیگر نمی‌دانددلتن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط