{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وعده دادی وقتِ جان دادن به بالینِ من آئی ..

وعده دادی وقتِ جان دادن به بالینِ من آئی ..
جانم از هجرت به لب آمد ، نمی آیی ؟ بمیرم ؟!

💫در این شب ها چه دلتنگم برای عطرِ بازویش
خوشا آنان که از معشوقه یک لا پیرهن دارند💫

#دلنوشته_های_ناب_گل_یاس
#بانوی_احساس
#عکسنوشته
#عاشقانه
#ویسگون
دیدگاه ها (۰)

تو پاییزی‌ترین بادی و طوفانی‌ترین طوفانمنم آن برگِ آواره،که ...

سال ها مثل درختی که دَمِ نَجّاریست وقتِ روشن شدنِاَرّه وجودم...

شبيه قاصدک هاى رها در دشت ميمانملبت بر باد خواهد داد روزى دو...

آمدی جانم به قربانت بمان دیگر نرو!جان به لب آورده هِجرانَت ب...

🦋دستِ خالی، خواهشِ بیگانه میخواهم چکاربا دلِ پر تردید ویرانه...

𝔀𝓲𝓷𝓽𝓮𝓻 𝓱𝓮𝓪𝓻𝓽𝔀𝓪𝓻𝓶𝓲𝓷𝓰"زمستان دل انگیز" part: ¹²×اوکی+پس...فعلا...

باشگاه شکار ارواح ✦ پارت ۳۵ ✦ باران هنوز بی‌وقفه روی سقف سال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط