{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}




گفتمش نقاش را نقشی بکش از جاري ام ؛
بی شرف عکس ژیانی در دل صحرا کشید ؛

گفتمش نقشی بکش از خواهران همسرم ؛
عکس گرگی با نقاب بره ای زیبا کشید ؛

گفتم از فامیل شوهرنقشی بکش در یک ورق ؛
دسته ای کوسه میان بستر دریا کشید ؛

گفتم امشب در میان جمع فامیل شوهرم ؛
در میان خارها شاخه گلی تنها کشید ؛

گفتمش من یکه و آنها همه پشت همند ؛
نخبه ای را در میان جمله اسکل ها کشید؛

گفتم از اوصاف این مادرشوور چیزی بگو ؛
جام زهر آوردو نالان دست ازاین دنیا کشید!
دیدگاه ها (۷)

داستان خلقت زن: از هنگامی ک خداوند مشغول خلق زن بود شیش روز ...

سؤالو جواب در كلاس درس:استاد: به نظر شما چرا حضرت محمد…دانشج...

داعش،چه ز"ماو کربلا "میدانی؟

معلمم گفت : زندگي را تعريف كن…گفتم..زندگي تعريف كردني نيست…ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط