{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این روزها فرصت هیچ کاری را ندارم. نبودنت تمام وقت مرا گرف

این روزها فرصت هیچ کاری را ندارم. نبودنت تمام وقت مرا گرفته است. کلافه ام. مثل یک مصراع نا تمام که قافیه اش را گم کرده است. دنبال بهانه می گردم برای ماندن. شبیه آفتاب کهنه ی پاییز راه را باید رفت به دین و آیینَ امیدواران. برگشتن گناه است حتی اگر پشت سرت دریا ریخته باشند. گفتم کافیست دیگر دویدن! می مانم کنار خیالی که حوصله ی بافته شدن را داشته باشد. برای چیدن سیبی به نام عشق باید صبورتر از این باشی...

احسان کرمی
دیدگاه ها (۱)

پاییز یعنی دلتنگی های گاه و بیگاه. یعنی حس اینکه مدام فکر کن...

چترم را برداشته ام. چه باران ببارد و چه نبارد. اصلا پاییز یع...

بعضی آدمها چقدر با هم تفاوت دارند! به اندازه ی فاصله ی آسمان...

طرح یک لبخند را از غارهای کهن پیدا کردم و به تو تقدیم می کنم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط