{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🌠 #شعر_شب

🌠 #شعر_شب

آن دوست که من دارم وان یار که من دانم
شیرین دهنی دارد دور از لب و دندانم

بخت این نکند با من کان شاخ صنوبر را
بنشینم و بنشانم گل بر سرش افشانم

ای روی دلارایت مجموعه زیبایی
مجموع چه غم دارد از من که پریشانم

با وصل نمی‌پیچم وز هجر نمی‌نالم
حکم آن چه تو فرمایی من بنده فرمانم

ای خوبتر از لیلی بیم است که چون مجنون
عشق تو بگرداند در کوه و بیابانم
دیدگاه ها (۲)

دلیم وار میر دیم جانانه چوخداندیر گرفتارم سنهماتم غظما فراغی...

در عشق توام نصیحت و پند چه سودزهرآب چشیده‌ام مرا قند چه سود ...

دوشَت به خواب دیدم و گفتم خوش آمدیای خوش ترین خوش آمده بار د...

جایت خالی چقدر هوا برایِ دوست داشتَنت خوب است ...!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط