{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش اسبی بودم

کاش اسبی بودم

ولی سوارم عاشق بود

کاش آیینه ای بودم

ولی به دیوار اتاق زنی زیبا آویخته بودم

کاش گل سرخی بودم

ولی در روز عشاق به دختری هدیه ام می دادند

کاش قرص نانی بودم

ولی بر سفره ی زنی گرسنه.

کاش رودی بودم

ولی از وطنم کردستان می گذشتم


کاش بی هیچ شرطی

برای آخرین بار

تو را در آغوش می کشیدم وُ

آنگاه جان می سپردم
دیدگاه ها (۰)

وقتی کسی می رود، وقتی کسی قرار است که دیگر نباشد؛خانواده اش،...

یک لیوان آب برایم میاوری؟

زنا به فردا فکر میکنن مردا به پس فردا

در حقیقت آدمی ، در یک سکانس از زندگی اش گیر میکندو بعد دیگر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط