آزرده از هیچ

آزرده از هیچ
آزرده از همه‌چیز
زخم‌هایے بر صورت داشت
ڪه گویے لبخند می‌زد
ولے در گریبان خود می‌گریست
و بر لبخند خود می‌گریست.
دیدگاه ها (۱)

بہ پاش #سوخ‍‌ت‍‌م‌ آخرش گ‍‌ف‍‌ت #بو ‍دود م‍‌یدی . ‌‌

ببین من براي دیدنت مثلِ بچه‌هایي که درساشو خونده و میتونه بر...

آخرش یڪ نفر از راه می رسدڪه بودنش جبرانِ تمامِ نبودن‌هاستجبر...

با #تـღـو ↬ صبح،نه فقط طلوع خورشید است  طلوع لبخند استطلوع آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط