چند پارتی وقتی با جین رابطه پدر و دختری داشتین و ا.ت گریه
چند پارتی وقتی با جین رابطه پدر و دختری داشتین و ا.ت گریه میکنه
P.1
علامت ا.ت+
علامت جین -
علامت اعضا هم اول اسمشون یا خود اسمشون
+:امروز یکم دلم گرفته بابایی هم کمپانی هست چند روزی میشه دیر میاد همش با گوشی حرف میزنه بهم کم توجه میکنه اون موقع که مامانی هنوز نرفته بود خیلی زندگیمون خوب بود من میرم به اجوما بگم چیزی درست نکنه میخوام بخوابم که شاید فکرا از سرم بپره
+:اجوما
اجوما : جانم دخترم
+: غذا درست نکن نمیخورم و میرم بخوابم
+:رفتم توی اتاقم یکم خوابیدم بیدار شدم بغضم ترکید داشتم بی صدا گریه میکردم که در رو بابا باز کرد سعی کردم بهش محل ندم
-:دخترم چیزی شده چرا بهم نگاه نمیکنی هوم
+:*سکوت*
-:ا.ت باتوام یکی یدونم چی شده چرا نگام نمیکنی من کار اشتباهی کردم که از چشمای قشنگت محرومم کردی
+:بابایی (بغلش کرد و بلند بلند گریه کرد)
-:عزیزم چی شده گریه نکن من اینجام مگه قرار نبود دیگه این مروارید های قشنگو نریزی بیرون تازه عمو کوک و عمو ته اومدن ترو ببینن
+:دلم برای مامانی تنگ شده و واقعا اومدنن چرا بقیه نیومدن
-:اونا دیر تر میان
+:پس بزن بریم
-:باشه
.........
-:نمیدونم ا.ت چند روزه خیلی ناراحته دارم روانی میشم اگه چیزیش بشه من میمیرم *خدانکنه قلبم*
..............
+:عمووووو تهههه
تهیونگ: سلام قشنگم
+:سلام عموته سلام عموم کوک
کوک: سلام یکی یدونم
+:چخبراا دلم براتون تنگ شده بود
کوک : ا.ت اومدم یه خبری رو بدم من دارم ازدواج میکنم
+:چی
کوک : دارم ازدواج میکنم
+: چیزی نگفت و از پای کوک بلند شد و رفت توی بغل تهیونگ شروع کرد به گریه کردن چون با کوک خیلی صمیمی بود
تهیونگ : عزیزم گریه نداره هنوزم من هستم جیمین هست جی هوپ هست نامجون هست شوگا هست
+:اوهوم عمو ته بیا بریم قدم بزنیم
کوک : منم میام
+:تو برو با زنت قدم بزن
ته : بریم عسلم
-:دخترم تو نباید از ازدواج اون ناراحت باشی حسودی نکن یه روزی همه عموهات زن میگیرن و میرن سر زندگیشون
+:نمیخوامممممم
-:لجباز
+:من فقط عموم هامو دارم نمیدمشون البته جناب جئون دیگه عموم نیستن
اوه حمایت کنین مردمو زنده شدم نوشتما
شرط: پنج تا کامنت دوتا لایک یکی بازنشر 🌷
P.1
علامت ا.ت+
علامت جین -
علامت اعضا هم اول اسمشون یا خود اسمشون
+:امروز یکم دلم گرفته بابایی هم کمپانی هست چند روزی میشه دیر میاد همش با گوشی حرف میزنه بهم کم توجه میکنه اون موقع که مامانی هنوز نرفته بود خیلی زندگیمون خوب بود من میرم به اجوما بگم چیزی درست نکنه میخوام بخوابم که شاید فکرا از سرم بپره
+:اجوما
اجوما : جانم دخترم
+: غذا درست نکن نمیخورم و میرم بخوابم
+:رفتم توی اتاقم یکم خوابیدم بیدار شدم بغضم ترکید داشتم بی صدا گریه میکردم که در رو بابا باز کرد سعی کردم بهش محل ندم
-:دخترم چیزی شده چرا بهم نگاه نمیکنی هوم
+:*سکوت*
-:ا.ت باتوام یکی یدونم چی شده چرا نگام نمیکنی من کار اشتباهی کردم که از چشمای قشنگت محرومم کردی
+:بابایی (بغلش کرد و بلند بلند گریه کرد)
-:عزیزم چی شده گریه نکن من اینجام مگه قرار نبود دیگه این مروارید های قشنگو نریزی بیرون تازه عمو کوک و عمو ته اومدن ترو ببینن
+:دلم برای مامانی تنگ شده و واقعا اومدنن چرا بقیه نیومدن
-:اونا دیر تر میان
+:پس بزن بریم
-:باشه
.........
-:نمیدونم ا.ت چند روزه خیلی ناراحته دارم روانی میشم اگه چیزیش بشه من میمیرم *خدانکنه قلبم*
..............
+:عمووووو تهههه
تهیونگ: سلام قشنگم
+:سلام عموته سلام عموم کوک
کوک: سلام یکی یدونم
+:چخبراا دلم براتون تنگ شده بود
کوک : ا.ت اومدم یه خبری رو بدم من دارم ازدواج میکنم
+:چی
کوک : دارم ازدواج میکنم
+: چیزی نگفت و از پای کوک بلند شد و رفت توی بغل تهیونگ شروع کرد به گریه کردن چون با کوک خیلی صمیمی بود
تهیونگ : عزیزم گریه نداره هنوزم من هستم جیمین هست جی هوپ هست نامجون هست شوگا هست
+:اوهوم عمو ته بیا بریم قدم بزنیم
کوک : منم میام
+:تو برو با زنت قدم بزن
ته : بریم عسلم
-:دخترم تو نباید از ازدواج اون ناراحت باشی حسودی نکن یه روزی همه عموهات زن میگیرن و میرن سر زندگیشون
+:نمیخوامممممم
-:لجباز
+:من فقط عموم هامو دارم نمیدمشون البته جناب جئون دیگه عموم نیستن
اوه حمایت کنین مردمو زنده شدم نوشتما
شرط: پنج تا کامنت دوتا لایک یکی بازنشر 🌷
- ۵۶۷
- ۱۶ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط