{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میروم با زخم هایی مانده از یک سال سرد

میروم با زخم هایی مانده از یک سال سرد

آن همه برفی که آمـــــد آشـــــــیانم را شکست
می روم اما نگویــــــــی بی وفــــــا بود و نمــــاند
از هجوم سایه هــــا دیگر نگــــــاهم خسته است
راســــــتی : یادت بمــــــــاند از گـناه چشم تو
تاول غــــــربت به روی باغ احســــــاسم نشست
طـــــــرح ویران کـــردنم اما عجیب و ســــــاده بود
روی جلد خاطــــراتم دست طوفــــــان نقش بست
دیدگاه ها (۱)

کاش وقتی اسمان بارانی است از زلال چشمهایش تر شویم وقته پاییز...

برو اي خوب من ، هم بغض دريا شو ، خداحافظ ! برو با بي کسي هاي...

آنروزكه سقف خانه هاچوبی بود! گفتارو عمل درهمه جا خوبی بود!...

ﮔﯿﺮﻡ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺳﯿﺎﻩ ﻭ ﺗﺎﺭﯾﮏ ﺍﺳﺖ ، ﺗﻮ ﺷﻤﻊ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﺭﻭﺷﻦ ﮐﻦ ﺗﻮ ﻧ...

✦ اولین گناه ✦فصل دوم: مردی که در سایه ایستاده بوداز وقتی به...

میروم‌ اما بدان یک سنگ هم خواهد شکست آنچنان که تار و پود قل...

می روم اما بدان یک سنگ هم خواهد شکست آنچـــــنان که تارو پود...

می روم اما بدان یک سنگ هم خواهد شکستآنچـــــنان که تارو پود ...

می روم اما بدان یک سنگ هم خواهد شکستآنچـــــنان که تارو پود ...

می روم اما بدان یک سنگ هم خواهد شکستآنچـــــنان که تارو پود ...

می روم اما بدان یک سنگ هم خواهد شکستآنچـــــنان که تارو پود ...

می روم اما بدان یک سنگ هم خواهد شکستآنچنان که تار و پود قلب ...

می روم اما بدان یک سنگ هم خواهد شکستآنچـــــنان که تارو پود ...

می روم اما بدان یک سنگ هم خواهد شکستآنچـــــنان که تارو پود ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط