{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتا که می بوسم تو را،

گفتا که می بوسم تو را،
گفتم تمنا میکنم
گفتا اگر بیند کسی،
گفتم که حاشا میکنم
گفتا ز بخت بد اگر ، ناگه رقیب آید ز در
گفتم که با افسونگری،
او را زسر وا می کنم..
گفتا که تلخی های می گر نا گوار افتد مراگفتم که با نوش لبم ،
آنرا گوارا می کنم.گفتا چه می بینی بگو،در چشم چون آیینه ام.
گفتم که من خود را در آن عریان تماشا میکنم.
گفتا که از بی طاقتی
دل قصد یغما می کند
گفتم که با یغما گران باری مدارا می کنم.گفتا که پیوند تو را با نقد( هستی) میخرم.گفتم که ارزانتر از این
من با تو سودا می کنم
گفتا اگر از کوی خود روزی تو را گفتم بروگفتم که صد سال دگر امروز و فردا می کنم.
دیدگاه ها (۵)

لحظه ای ترکم نکن محبوب زیبا روی من حرف هایی با تو دارم ای غز...

من از مستی هراسم نیست ، از آن مستان بی مقدار می ترسم !ز عشق ...

دلم اگر چه برایت عجیب دلتنگ استهمیشه و همه جا، آسمان همین رن...

Nمهربان پروردگارم ... از من دور نیستی که به دور دست ها بنگرم...

#عاشقانه_های_من#شعر #دکلمه_شعر #دکلمه_خاص #دلنوشت #تکست #است...

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط