{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این شبهایم ب سوختن میگذرد....دلم برای پلکهایم میسوزد هرشب

این شبهایم ب سوختن میگذرد....دلم برای پلکهایم میسوزد هرشب ب اجبارمن بسته میشوند...دلم برای بالشتم میسوزد هرشب بامن گریه میکندوخیس میشود...دلم برای عروسکم میسوزد هرشب باردلتنگیهایم را ب دوش میکشد...دلم برای دفترم میسوزدهرشب سیاه وخیس و چروکیده میشود....دلم برای اشکهایم میسوزد هرشب خودشان رافدای چشمانم میکنند...دلم برای انتظارم میسوزد هرشب ب صفحه های روشن خیره میشود بی انکه ایستگاهی برای منتظرماندن داشته باشد...ودلم برای دلم میسوزد....
دیدگاه ها (۴)

کنارت نبودم حواسم بهت بود از عمق وجودم حواسم بهت بود همیشه ب...

ﮐـــﺎﺵ ﻣــــﻦ ﻫــــﻢ ﮐـــﺴـــﯽ ﺭﺍ ﺩﺍﺷــــﺘــــﻢ . . .ﮐـــﻪ ﺑ...

غرق دردم، ولی می خندم خنده ای که تلخیش را فقط خودم می دانم و...

غروب غم انگیزخورشید را زمانی دوست دارم که .....بدانم فردایش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط