روزهای رفته سال را ورق می زنم .......
روزهای رفته سال را ورق می زنم .......
چه خاطراتی که
زنده نمی شوند
چه روزهاکه دلم میخواست تا ابد تمام نشوند
وچه روزهاکه هر ثانیه اش یک سال زمان می برد
چه فکرها که آرامم کرد و چه فکرها که روحم را ذره ذره فرسود
چه لبخندهاکه بی اختیار برلبانم نقش بست و چه اشک هاکه بی اراده از چشمانم سرازیر شد
چه آدم هاکه دلم راگرم کردند و چه آدم ها که بیرحمانه دلم را شکستند
چه چیزهاکه فکرش را هم نمی کردم وشد و چه چیزهاکه فکرم را پرکردو نشد
چه آدم هاکه شناختم و چه آدم هاکه فهمیدم هیچگاه نمی شناختمشان
کاش ارمغان روزهایی که گذشت آرامشی باشد از جنس خدا و پایدار باشد
چه خاطراتی که
زنده نمی شوند
چه روزهاکه دلم میخواست تا ابد تمام نشوند
وچه روزهاکه هر ثانیه اش یک سال زمان می برد
چه فکرها که آرامم کرد و چه فکرها که روحم را ذره ذره فرسود
چه لبخندهاکه بی اختیار برلبانم نقش بست و چه اشک هاکه بی اراده از چشمانم سرازیر شد
چه آدم هاکه دلم راگرم کردند و چه آدم ها که بیرحمانه دلم را شکستند
چه چیزهاکه فکرش را هم نمی کردم وشد و چه چیزهاکه فکرم را پرکردو نشد
چه آدم هاکه شناختم و چه آدم هاکه فهمیدم هیچگاه نمی شناختمشان
کاش ارمغان روزهایی که گذشت آرامشی باشد از جنس خدا و پایدار باشد
- ۴۷۴
- ۲۳ اسفند ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط