{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من همان صیدم که نالان درپی صیاد رفت

من همان صیدم که نالان درپی صیاد رفت
بهر چشمان خمارش دین من بر باد رفت

آن کمان ابرو رسید از ره به ناگه قلب من
شد فدای غمزه اش غم در دلم از یاد رفت

برق زلفان سیاهش شد شهابی در شبم
دل پی زلف کمندش هر چه باداباد رفت

عشوه و طنازیش در این خراب آباد دل
تیرآخر شد به جان، جسمم به یک بیداد رفت

سوختم پروانه وار از بهر روی شمع او
آتش عشقش مرا ویران و خود آباد رفت

شور شیرینم فتاده بر سرم تفسیر عشق
این بوَد شیرین به داد ناله فرهاد رفت

گفتمش سودای عشقت می‌کشد آخر مرا
می‌شود روزی که گویی بغض یک فریاد رفت
دیدگاه ها (۱)

من همان صیدم که نالان درپی صیاد رفتبهر چشمان خمارش دین من بر...

تا برآمد آفتاب☀️یادم به رخسارت فتادبین گلهاآفتابگردان پرستم ...

RebelMedius

#ایران #ایران_قوی #موشک #ادیت #تیک_تاک #مود

عکس پس زمینه

پوستر روز دانش آموز

پیروزی

AM | AR

AM | AR

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط