{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میخواست از نوهمه چیز را شروع کنیم

میخواست از نو‌همه چیز را شروع کنیم
قول هایی هم داد
همین طور که داشت صحبت میکرد، یک آن پرت شدم به گذشته ؛ برای تلاش هایی که برای از یاد بردنش کردم.
گفتم دو سال از نداشتنت میگذرد ؛ از ایامی که فهمیدم دوست داشتنت ، همه اش حرف بود و دروغ !
حواست نبود، یعنی نمیخواستی که حواست باشد ، آدم که با یک‌ بی حواس به جایی نمیرسد.
دوست داشتنم روی زمین افتاده بود ،، نه خم میشدی برداری، نه میگذاشتی خودم بردارم
آخر خودم برداشتمش و رفتم به گمانم تازه فهمیدی...
دیدگاه ها (۱)

یادمان باشد که عذر و بهانه بی‌اساس برای بدقولی پذیرفته نیست....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط