{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آهسته زمان رفته و برگشت ندارد

آهسته زمان رفته و برگشت ندارد
خوب و بدمان رفته و برگشت ندارد

عمری که فقط با غم دنیا سپری شد
چون آب روان رفته و برگشت ندارد

دیگر به سر آمد همه ایام جوانی
سیمای جوان رفته و برگشت ندارد

شد کار دل خسته‌ی ما حسرت این‌که
این رفته و آن رفته و برگشت ندارد

بیهوده نگردید به دنبال خوشی ها
شادی ز جهان رفته و برگشت ندارد

گویی غم هجران عزیزان شده عادت
انگار که جان رفته و برگشت ندارد
دیدگاه ها (۴)

همه فکر می‌کنند که فرمول عجیب وغریبی باید وجود داشته باشد تا...

‌حتماااا بخونید 👌 .و گناه ما این بود که عشق اولشان نبودیم.....

از همین فاصله ی دور صدایت کردمای که غافل ز منی_باز هوایت کرد...

به آبادانیه میگن چرا روزه نمیگیری ؟؟!میگه ولک اینجا دما ۵۸ د...

رمان بیدل و دلبر به قلم نویسنده نازنین کاوسی مقدم

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 پژمرده شد دل ز آلودگیها کاری نکردم ز ا...

دخترک آهسته نفس کشید تا جای که ریه هایش پر از آن هوا سرد مان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط