( دل نوشته)
( دل نوشته)
اول عاشقته...
حاضره دنیارو به پات بریزه...
حاضره هرکاری کنه که خوش حالت کنه...
شبایی که ازش دلخوری تاوقتی که آشتی نکردی خوابش نمیره...
ادعای عاشقی کردنش دیوونت میکنه...
عاشق میشی...
عاشق بودنش ، عاشق حس کردنش...
با شادیاش شاد میشی و با ناراحتیاش ناراحت...
کم کم ازت دور میشه...
انگار ازت فرار میکنه...
انگار ازت خسته شده...
انگار تویی که یه روز همه چیش بودی الان شدی "هیچی"...
باز خودت میمونی و یه عالمه حرف تودلت که شاید هیچ وقت هیچکی نفهمه...
اول عاشقته...
حاضره دنیارو به پات بریزه...
حاضره هرکاری کنه که خوش حالت کنه...
شبایی که ازش دلخوری تاوقتی که آشتی نکردی خوابش نمیره...
ادعای عاشقی کردنش دیوونت میکنه...
عاشق میشی...
عاشق بودنش ، عاشق حس کردنش...
با شادیاش شاد میشی و با ناراحتیاش ناراحت...
کم کم ازت دور میشه...
انگار ازت فرار میکنه...
انگار ازت خسته شده...
انگار تویی که یه روز همه چیش بودی الان شدی "هیچی"...
باز خودت میمونی و یه عالمه حرف تودلت که شاید هیچ وقت هیچکی نفهمه...
- ۲.۹k
- ۱۹ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط