{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Forest Vampire

Forest Vampire
Part 40






ته یان. هومم. ؟حاضری این کار رو بکنی؟
جونگ کوک. ( بدون هیچ حرفی با چشمای که ازش نفرت زل زده بود به ته یان
ته یان. چرا ساکتی ؟ نکنه ترسیدی که در حضور مردمت بگی اره و همه ازت متنفر بشن ها؟ (لحن تمسخر آمیز
جونگ کوک. خفه شو ( صدای ترسناک
جوها. ( مادر جونگ کوک در پارت های قبل باهاش آشنا شدین)
جوها. اینجا چه خبره ؟
ته یان. چه موقع خوبی ومدین بانو جئون جوها (پوزخند
جوها. جونگ کوک اینجا چه خبره؟ چرا وسط غذا خوری معرکه راه انداختین؟ ون دختره دیگه کیه؟
جونگ کوک..............
ته یان. بزارین من بگم بانو انگار پسرتون نمیتونه حرف بزنه
جوها. بگو ببینم وای به حالت ته یان اگه دوباره بخوای مثل قدیم هرج و مرج راه بندازی
ته یان. خیر بانو من تغییر کردم وداین دفعه به جای من پسر خودتون هرج و مرج درست کرده ونم با اوردن یه انسان به اینجا ( اشاره به ا/ت
جوها. چی داری میگی ؟ جونگ کوک انسان بیاره اینجا؟ عمرا جونگ کوک هیچ وقت چنین کاری نمیکنه... مگه نه؟ ( رو به جونگ کوک
جونگ کوک. من....... درسته........ من یه انسان رو به اینجا اوردم... ( مادرش مانع حرفش شد
جوها. چطور تونستی اینکار رو بکنی؟ ( بلند
جونگ کوک. ولی مادر جان... انسان ها خیلی تغییر...... ( پرید وسط حرفش
جوها. تغییر؟ یادت رفته پسر؟ امثال همین آدمیزاد بودن که پدرت و برادرات رو کشتن ون وقت تو اوردیش اینجا و ازش دفاع هم میکنی؟ از این ها گذشته مگه قوانین برای آوردن یه انسان به این مکان رو نمیدونی؟
جونگ کوک. چرا میدونم ولی.......
جوها. جونگ کوک من نمیخام این و بگم ولی مجبورم..... یا همین حالا تمام خون این ادم و میخوری و جسدش رو میسوزونی یا مجبورم به سنت و قانون قدیمی عمل کنم..... ازت خواهش میکنم گزینه اول رو انتخاب کن
جونگ کوک. یه نگاهی به ا/ت انداخت
ا/ت. دستش رو اورد جلو تا جونگ کوک خونش رو بخوره
جونگ کوک. مادر........ من........ من.... اینکار.. رو... نمیکنم
جوها. چرا انجام میدی مجبوری اگر نه................. میمیری..... لطفا جونگ کوک...... انجامش بده
جونگ کوک. سرشو به معنی نه تکون داد
جوها. اخه چرا ؟
ا/ت. ازت خواهش میکنم خونم و بخور.... جونت رو نجات بده
جونگ کوک. این کار رو نمیکنم...... چون........... من....... دوسش دارم
( همه هین بلندی کشیدن و ته یان به خاطر جواب دادن نقشه اش پوزخند زد)
جوها. چ...... چی داری میگی.... مگه دیونه شدی؟
جونگ کوک. شاید به نظر شما دیونه شده باشم ولی این واقعیته
جوها. جونگ کوک..... خودت مجبورم کردی...... برخلاف تمام علایقم بهت... و اینکه پسرمی...... به خاطر این کارت ازت بگذرم و...... قانون و اجرا کنم...... ( ناراحت
ته یان.( تو دلش عالیه همینه.... با پلی خودت رفتی تو چاه بدبخت
جوها. نگهبان ها....... بب........ ببریدش....... ( ناراحت.....





ادامه دارد........
دیدگاه ها (۳)

🥺🥺❤️‍🔥

Forest VampirePart 41ا/ت. نه..... نه..... صبر کنین.. من رو م...

Forest VampirePart 39ته یان. چیشد ؟ فرمانروامون چرا یهو ساکت...

Forest VampirePart 38چند مین بعد( از هم جدا شدن)جونگ کوک. دس...

#p۴:اسم فیک:بوسه ای برای شروع دوبارهپدر ا/ت: سلام ، پسرم منو...

پارت 1 تهیونگ : ا/ت ( باداد )(ا/ت داخل اتاق داره یوگا کار می...

پارت ۳ 🖤❤️خوناشام جذاب من ❤️🖤ویو جونگ کوکا/ت رفت داخل یه کوچ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط