با اجازه غزلی تازه فدایت کردم
با اجازه غزلی تازه فدایت کردم
بر سر سجده نه در شعر دعایت کردم
با اجازه از همه دست کشیدم امشب
و تو را از وسط جمع سوایت کردم
با اجازه از تو و چشم و لبت می گویم
چه کنم دست خودم نیست هوایت کردم
با اجازه تو طبیبی و منم باز مریض
تو بزن بوسه بگو باز دوایت کردم
با اجازه به خیالات خودم می پیچم
مثلا بودی و این بار صدایت کردم
با اجازه از شما و بی اجازه از همه
بوسه بر شعر زدم باز دعایت کردم
سالی که بر من و تو گذشت
فقط ٣٦٥ روز نبود
جمعهها را باید دو روز حساب کرد
بر سر سجده نه در شعر دعایت کردم
با اجازه از همه دست کشیدم امشب
و تو را از وسط جمع سوایت کردم
با اجازه از تو و چشم و لبت می گویم
چه کنم دست خودم نیست هوایت کردم
با اجازه تو طبیبی و منم باز مریض
تو بزن بوسه بگو باز دوایت کردم
با اجازه به خیالات خودم می پیچم
مثلا بودی و این بار صدایت کردم
با اجازه از شما و بی اجازه از همه
بوسه بر شعر زدم باز دعایت کردم
سالی که بر من و تو گذشت
فقط ٣٦٥ روز نبود
جمعهها را باید دو روز حساب کرد
- ۱.۹k
- ۲۲ اسفند ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط