{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلتنگی بی هوا می آید...

دلتنگی بی هوا می آید...
مثلا،در شلوغی و ازدحام و هیاهوی مردم بوی عطرش به مشامت بخورد...
و تا اعماق قلبت رسوخ کند...
و بی قرارت...
و هی سر بچرخانی و در دلت بگویی نکند اینجاست...؟
باید ببینمش...
یا وقتی مشغول قدم زدن در خیابانی و داری تک تک خاطراتت را مرور میکنی...
ناگهان صدای مردانه اش...
آنِ بَم دوست داشتنیِ دلنشینش به گوشت میخورد...
و دوس داری با تمامِ وجود... صدایش کنی تا مگر از همان «جانِ دلم»هایی که مواقعی خودت را برایش لوس میکردی نثارت کند...
دلتنگی خبر نمیکند جـانم...
دلتنگی همیشه و همه جـا هست...
کاش همان موقعی که می رفتی‌،
این دلتنگی هایِ لعنتی را راهم
با خودت می بردی...
دیدگاه ها (۱۶)

دوّر اشـــــفافک حبیبی ارجوک زینخاف باگــــی الأثر من اشــــ...

احب ابچی بستر بس المصیبه شلونانه همومی غجر والدمع دگ طبولتره...

دلتنگ که باشیآدم دیگری میشوی ! خشن ترعصبی ترکلافه تر و تلخ ت...

تعــال اسئل علیــه وشوفنــی بیاحالمتغیرصرت والحـــزن صاحبتهم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط