{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو را آنگونه می خواهم که شاهی سرزمینش را

تو را آنگونه می خواهم که شاهی سرزمینش را
شبیه مومنی دل کنده از دنیا که دینش را

در آغوشم نباشی آنچنان از ریخت می افتم
که گم کرده ست یک انگشتر انگاری نگینش را

جواد منفرد

#خاص
دیدگاه ها (۴)

گاهی باید نشست وپا رو پا انداخت وخوشی ها رو شمرد ... #خاص

وقتی زنی عطر میزنددامن گلدار می پوشدچشم در چشم آینه میخنددوق...

صبحتون سرشار از عشق و امیدطعم لحظه هاتون عسلشادیاتون جاودانل...

پارت ۱ داستان پرنسسی از جنس ابردر دوردست‌ترین سرزمین‌های شرق...

پارت ۲۲صبح کدری بود. هوا هنوز بوی بارون‌شب رو می‌داد. رزا زو...

پارسا، با شنیدنِ کلامِ آنیسا، لب‌هایش را به شدت روی هم فشرد....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط