{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ﺷﻮﺥ ﻃبعی بی‌نظیر ﻳﮏ شهید ، ﺗﺎ ﻟﺤﻈﻪ ﺁﺧﺮ...

ﺷﻮﺥ ﻃبعی بی‌نظیر ﻳﮏ شهید ، ﺗﺎ ﻟﺤﻈﻪ ﺁﺧﺮ...

ﻣﺼﺎﺣﺒﻪﮔﺮ:
ﺗﺮﮐﺶ ﺧﻤﭙﺎﺭﻩ سینه‌اش ﺭُﻭ ﭼﺎﮎ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩ
ﺭﻭی ﺯﻣﻴﻦ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﻭ ﺯﻣﺰﻣﻪ می‌کرﺩ.
ﺩﻭﺭﺑﻴﻦ ﺭُﻭ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻢ ﻭ ﺭﻓﺘﻢ ﺑﺎﻻی ﺳﺮﺵ
ﺩﺍﺷﺖ آﺧﺮﻳﻦ ﻧﻔﺴﺎﺷﻮ می‌زﺩ.
ﺍﺯﺵ ﭘﺮﺳﻴﺪﻡ ﺍﻳﻦ ﻟﺤﻈﺎﺕ آﺧﺮ ﭼﻪ ﺣﺮفی ﺑﺮﺍی ﻣﺮﺩﻡ ﺩﺍﺭی
ﺑﺎ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﮔﻔﺖ: ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻡ ﮐﺸﻮﺭﻡ ﻣﻴ‌‌ﺨﻮﺍﻡ ﻭﻗتی ﺑﺮﺍی ﺧﻂ مقدم ﮐُﻤﭙُﻮﺕ می‌فرستن، ﻋﮑﺲ ﺭُﻭی ﮐﻤﭙﻮﺕﻫﺎ ﺭﻭ ﻧَﮑﻨﻦ!
ﮔﻔﺘﻢ ﺩﺍﺭﻩ ﺿﺒﻂ ﻣﻴﺸﻪ ﺑﺮﺍﺩﺭ، ﻳﻪ ﺣﺮﻑِ ﺑﻬﺘﺮی ﺑﮕﻮ
ﺑﺎ ﻫﻤﻮﻥ ﻃﻨﺎﺯی ﮔﻔﺖ: آﺧﻪ ﻧﻤﻴﺪﻭنی، ﺳﻪ ﺑﺎﺭ ﺑﻬﻢ، ﺭُﺏ ﮔﻮﺟﻪ ﺍﻓتاده...!

و لحظاتی بعد چشمانش را بست، لبخندی زد و شهید شد..........
(شهید رضا قنبری، معروف به "شهید خندان")
شادی روح شهداصلوات...

دیدگاه ها (۱۰)

تبررریککک >>ایران پر افتخارترین تیم والیبال جهان را 3_0شکست ...

مردی همسر و سه فرزندش را ترک کرد و در پی روزی خود و خانواده ...

ﻗﺪﯾﻤﯽﺗﺮﯾﻦ ﺷﻠﻮﺍﺭ ﺟﻬﺎن۰ﻗﺪﯾﻤﯽﺗﺮﯾﻦ ﺷﻠﻮﺍﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﺑﺎ ﻗﺪﻣﺘﯽ 3400 ﺳﺎﻟﻪ...

رضا سگه(!) یه لات بود تو مشهد.هم سگ خرید و فروش می کرد، هم د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط